مير تقي الدين كاشاني

307

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

جام منه بر زمين ، چين مفكن بر جبين * سرخوش و دامنكشان آستيى « 1 » برفشان مجلس عشرت بساز ، عود قمارى بسوز * تفرقه بگذار هين ، بلبله بردار هان مُلك‌فروز اخترى ، سر زد از شاملو * زودتر اى آفتاب مژده « 2 » به مغرب رسان صبح سعادت دميد از دم شمشير او * مژدهء فتح آوريد مرغ بشارت رسان تابش شمشير او آينهء روى فتح * بارقهء بيرقش آتش صد دودمان عامل اغنام شد گرگ در ايّام او * نفع ولد از گله كرد ز چوپان ضمان بىكشش آيد برون خنجر او از غلاف * آمده با ذو الفقار وقت كشش توأمان قبضهء شمشير او قابض ارواح فتح * قوت بازوى او پشت ظفر را توان گر گذرد بر نبات تربيت لطف او * سبز شود بر منار خار و خس آشيان قائل تكبير فتح پيشروِ لشكرش * بر اثر خيل او ، مُنهى نصرت دوان بر لب بامش فلك دست نيارد رساند * گر به توهّم كنند بال مَلَك نردبان دادگرا بر درت والى عقرب چو مور * بست به خدمت كمر « 3 » ، بست به طاعت ميان

--> ( 1 ) . اصل : آستى . ( 2 ) . اصل : مرده . ( 3 ) . اصل : كرم .